سیدامیررضاسیدامیررضا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره

عشق ابدی من

شادم چون زندگی جریان دارد. لذت میبرم از نفس کشیدن چون خدایی دارم.

عکسای پایانی سال 91

رورویک سواری اقا پسر مارو.................... اینم شیطنت خطرناک امیررضا............... سیمای کامپیوتر رو گرفته چیکار میکنه؟؟؟ وای وای وای............................. افرین قهرمان................ گل پسری سینه میره هنوز چارپا نشده.................... اینم امیررضا داره شصت پاشو میخوره............. پست بعدی هم عکس میذارم فعلا امیررضا بیدار شد برم پیشش. بای   ...
16 فروردين 1392

نوروز 1392 اولین عید انگور بابا محسن

سلام و صدتا نه هزارو سیصد  تا سلام به همه ی عزیزان و دوستان و حتی غریبه ها........ خیلی دیر اومدم برا نوشتن مطالب امیررضا نه؟ سرم خیلی شلوغ بود اقا امیرضا هم سرما خورده بود و گلوش درد میکرد با ترفندهای فراوان به پسرم دارو میدادم نمیخورد که تا قاشق رو میدید دهنشو چفت میکرد خیلی گریه میکرد ونق میزد وای ..............تا دلش خواست منو اذیتم کرد حالش خوبه الان واما سفر نامه ی نوروز 92 ما روز 28 اسفند 91 با مکافات تمام بلیط اتوبوس گیر اوردیم و راهیه ارومیه شدیم. ردیف اول شماره ی 1 و 2 نشسته بودیم امیررضا جونم انصافا پسر خوبی بود از همون اول خوابید و گریه هم نکرداقای راننده هم برامون فیلم گذاشت ولی متاسفان...
16 فروردين 1392

اخرین روزهای سال 91

سلام امیررضای مامان عزیزم سرمون خیلی شلوغه. ببخشید برا خرید نبردمت و گذاشتمت پیش مادر جون و عمه جونیا. اخه هوا زیاد جالب نبود ترسیدم خدایی نکرده مریض بشی پسر عزیزم دادم برات تقویم طراحی کنن.هفت تا چاپ میکنم تا به فامیل هامون بدم. دیشب بابایی برات یه عروسک خوشگل از شخصیت های عصر یخبندان رو خرید خیلی با نمکه لباس هم اونقد داشتی که برات نخریدیم شاید ارومیه چیز خوشگل ببینم برات بخرم عزیز دلم. ارزو میکنم تو سال جدید لبات بخنده و چشای نازت اشک نبینه عمر مامان و بابا تویی امیررضا جان اندازه ی دنیا دنیا دوست داریم  ...
27 اسفند 1391

یه گلایه ی کوچولو

سلام به همه ی همه ی اونایی که میان و عکسای انگور بابا رو میبینن دستتون درد نکنه لطف میکننین منت میذارین ولی اخه چرا نظر نمیذارین؟؟؟؟ من شرمندتون میشم ............. راستی فامیلای عزیز به گوش باشین چهارشنبه سوری میام ارومیه. خیلی خوشحالم خدا کنه امیررضاپسر خوبی باشه و اذیت نکنه فقط نظر یادتون نره عزیزان من ممنونم از تک تک عزیزان دایی رضا و سپیده جونو فاطمه جونم دختر دایی عزیزم که خبر دارم میان وسامو میبینن. دستتون درد نکنه.   دوستای عزیز وبلاگی ممنون و منت دار شما هم هستم که تنهام نمیذارین  و این هم کارای اقا امیررضا. وقتی چیزی رو میخواد اینطوری میکنه   ...
20 اسفند 1391

البوم عکس سید امیررضا جانم

سلام امیررضای عزیزم. این روزا روزای پایانی سال1391  این سال هم با همه ی خوشی ها و خرمی هاش داره به پایان میرسه وبرگ دیگه ای از عمر ما ادمها ورق میخوره امیدوارم برا همه سال خوبی بوده باشه امسال اولین سال بودنت در کنار سفره ی زیبای هفت سینه امیدوارم سرسبز و خرم باشی عزیزم پارسال این موقع ها 7 ماهه بودی عزیزدل مامان........ یادم میاد بابایی گیگیلی صدات میزد یادش بخیر بابا محسن تو خونه تکونی عید کلی کمکم کرد چون مهمون داشتیم و بابا جون و مادر جون و دایی و خاله از ارومیه اومدن خونمون اقای امیری اینام همراهشون بودن راستی چه زود گذشت..... سال قشنگی بود برا خونواده ی ما. ایشالا سال 1392 بهتر و پرپول ...
17 اسفند 1391