سیدامیررضاسیدامیررضا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره

عشق ابدی من

شادم چون زندگی جریان دارد. لذت میبرم از نفس کشیدن چون خدایی دارم.

یه دنیا عشق برای شما ........

سلام به همه  دوستای عزیزم ما اومدیم تا باز هم با شما باشیم و از کنار هم بودن لذت ببریم خیلی اتفاقات توی این مدت برامون افتاده که براتون خواهم نوشت فقط اینو داشته باشید که به لطف دعای خالصانه ی شما دوشتای عزیز نی نی وبلاگی ما هم اثاث کشی کردیم و رفتیم خونه ی خودمون......... ایشالا تک تک شما عزیزان هم حاجت روا بشید و لباتون همیشه خندون باشه خیلی خیلی دوستتون دارم..............   ...
13 آبان 1392

واما بازم عکس............

این هم یه مدل جدیده. نشسته میخوابه حاجی................... با خاله مهتا و عمو اکبر رفتیم گردش...............   وامـــــــــــــــــــــــــا ظرفهای مادر جون...  ...
15 شهريور 1392

برای امیررضا جانم

سلام عزیزم خوبی؟ دیشب یه خواب بد دیدم البته به تصور خودم خیلی بد بود اخه با بابا محسن سر بعضی مسائل حرفمون میشه و من دلم خیلی میگیره دیشب هم یکم بحث کردیم بابا محسن ناراحت شد از دست من. خلاصه این که خواب دیدم تو داری با یه افتاب پرست بازی میکنی و او نو میبوسی و نازش میکنی اصلا هم ازش نمیترسی. برای نماز که بیدار شدم خیلی اشفته بودم. صبح که بیدار شدم سریع اومدم پای کامپیوتر و سرچ کردم دیدم تبعیرش  خیلی خوب بود . خالد بن علی محد العنبری : دیدن آفتاب پرست بر وزیر پادشاه یا معاون لو ، دلالت دارد و نیز ، بر مردی دلالت دارد که در انجام امور ، سریع است و دچار شک و تردید نمی گردد . ممکن است دیدن آن به امتحان و آزمای...
15 شهريور 1392

فرار بزرگ..............

دیشب رفتیم اصفهان و حسابی گشتیم اقا امیررضا توی بغلم خوابش برد. تا رسیدیم خونه دبیدار شد و شیطونی اغاز شد قرار شد شب حاضری بخوریم فلافل گذاشتم داغ بشه و نمازمونو خوندیم و اقا امیررضا طبق معمول مهر های مارو بر میداشت و فرار میکرد اصولا قند هم بر میداره و چون از دستش نگیریم پا میذاره به فرار سر سفره یه حرکت عجیب از حاجی دیدیم هی به محسن میگفت به من هم فلافل بده همسری که مخالف سر سخت خوردن این غذاهاست دیگه باهاش کنار اومد و تا خواست یه ذره فلافل بذاره تو دهن گل پسری امیررضا خان همه ی نونو از دست بابایی گرفت و دوید رفت جلوی تلویزیون ما زدیم زیر خنده ماشالا همه ی نونو داشت هل میداد توی دهنش ...
14 شهريور 1392

عسل مامی................

ماشالا گل پسری خیلی شیرین زبون و خولستنی شده دیشب داشتم سریال فاصله هارو میدیدم که حاجی لالا نکرده بوده اومده تو بغل منم منو بوس میکنه نازی میکنه بعد یه دفعا ای لپو کشیده میگه (عـــــــــــــــــــــــــدیدم)  یعنی عزیزم. تعجب کردم محکم بوسش کردم عسلمو بعد حدو دا یک ماه یه دندون دیگه از پایین دست چپ داره در میاره فدای چشای نازش بشم الان هم که لالا کرده خواب شبش خیلی خوب شده خدارو شکر دیگه اذیت نمیکنه بای بای هم میکنه فدات بشم عزیز دلم تنها دلیل منی امیررضام  ...
14 شهريور 1392