سیدامیررضاسیدامیررضا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره

عشق ابدی من

شادم چون زندگی جریان دارد. لذت میبرم از نفس کشیدن چون خدایی دارم.

عزیزدلم

سلام پسرگلم خیلی وقته که برات چیزی ننوشتم واقعیتش رو بخوای موضوعی به ذهنم نمیرسه دیشب خیلی اذیت کردی نذاشتی بابا محسن بخوابه داری دندون درمیاری عزیزم الهی قربونت برمخدا کمکم کنه که بتونم ازت مواظبت کنم تا درد دندون دراوردنو کمترحس کنی مامان فدات بشه     درپناه حق بمونی عسل مامان   ...
28 آبان 1391

سفربه ارومیه

سلام پسرگلم امروز 20شهریور91است قراره من وتو بریم ارومیه پیش مادرجون وباباجون و دایی وخاله مهتا ساعت یک ونیم از فرودگاه اصفهان پرواز داشتیم ازبابا محسن و عمو جواد خداحافظی کردیم و سوارهواپیما شدیم و بعد نیم ساعت رسیدیم تهران ساعت هفت و نیم قراربود بریم ارومیه تو توی نمازخونه خواب بودی منم راحت بودم اصلا اذیت نمیکردی تا موقع پرواز که رسید تاخیر داشت و هزار بلا و مصیبت بعداز دو ساعت انتظار سوار هواپیما شدیم ولی بعد پیادمون کردن و پرواز کنسل شد من موندمو تو و کیف و چمدونم تو شهر غریب و تنها وای بابا محسن و مامان اینام از یه طرف هی زنگ زدن و اعصابمو داغون کردن تو هم که ماشالا اروم نمی شدی فقط جیغ و داد میکردی ...
25 آبان 1391

باز باران..............

سلام به پسر گلم و دوستای عزیزم این چند روز بارون میامد و.توی دلم دعا کردم ای کاش زاینده رود هم زنده بشه.این شعر کودکی های ماست براتون میذارم تا با خوندش دلاتون افتابی بشه و لبخند رو لبتون بیاد باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان می خورد بر بام خانه یادم آرد روز باران گردش یک روز دیرین خوب و شیرین توی جنگل های گیلان کودکی ده ساله بودم شاد و خرم نرمو نازک چست و چابک با دو پای کودکانه می دویدم همچو آهو می پریدم ازلب جوی دور میگشتم ز خانه می شنیدم از پرنده ازلب بادوزنده داستان های نهانی رازهای زندگانی بس گوارا بود باران وه چه زیبا بود باران می شنیدم اندر این گوهر فشانی...
25 آبان 1391

عکسای جدید خان پسری بابا

این عکساروبه سفارش خونواده ی عزیزم میذارم که دلشون برای امیررضا تنگ شده   توی این عکس تازه یادگرفتی با روروئک راه بری عزیزم توی این عکس برای اولین بار موهاتو کوتاه کردم22ابان91 توی این عکس برای اولین بار سرپا ایستادی عسل مامان23ابان91 توی این عکس میخوای عکسای لباستو با دستای نازت برداری عزیزدلم   ...
24 آبان 1391

بدون عنوان

عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از کار حسین است . دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو عزادار حسین است.   ...
24 آبان 1391

یا حسین شهید

    در کلاس عاشقي عباس غوغا ميکند   در دل هرعاشقي عباس ماوا ميکند هر کسي خواهد رود درمکتب عشق حسين ثبت نامش رافقط عباس امضا ميکند ...
23 آبان 1391